داستان کوتاه (99)
لباسهای کثیف همسایه
لباسهای کثیف همسایه
یا خدا اشتباه می کنه یا مامان
هرگز زود قضاوت نکنید
دختر کوچک و آقای دکتر
پیرمردِ ساندویچ فروش
معلم مدرسه و خوبیهای بچه ها
دو برادر
دو نجات یافته
خدایا چرا من؟
کشاورز و الاغ
عشق مادرانه
دنیای مجازی
خدایا شکرت
مرکز خرید شوهر
دعای خیر پدر
همه چیز آنگونه که می بینیم نیست
قدرت تصویر ذهنی
قلب تو کجاست
ملاقات ما انسانها با خدا
جرات تلاش کردن
تکرار زمانه
خورشید و باد
امتحان ارزیابی
فوتبالیست کوچولو
دخترک حاضر جواب
آرزو
عشق و دیوانگی
روبلینگ
مارمولک
خواستگاری
ماهیگیری
ایمان واقعی
کوزه شکسته
لیلی زیر درخت انار
چرچیل و راننده تاکسی
اطلاعات لطفا
جمله معروف ویلیام شکسپیر
باران
چشم عاشق
به خاطر هیچ
کمک فرزند
انیشتین و راننده اش
چند دقیقه شادی
مرد و نامرد
تو همانی که می اندیشی
بیسکوئیت
پسرک و خدمتکار
عشق واقعی
هدیه ای برای مادر
خانم تامپسون
چه کسی باید بیدار باشد
به اندازه فاصله زانو تا زمین
خانم نظافتچی
عروس آبله رو
چیزهای کوچک زندگی
ساحل و صدف
نامه ای به خدا
ازدواج
نامه ی يک پسر به پدر خود
خانم شما خدا هستید ؟
پیرمرد
تصمیم مهم
سنگتراش
پیرمرد بامرام
دو برادر مهربان
بهشت و جهنم
گل سرخی برای محبوبم
تزریق خون
نوشته ای روی دیوار
حکمت خدا
تیز هوشی کودک