داستان کوتاه (200)
مامان و بابا
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۸۹ ساعت 22:20 توسط صادق
|
مامان و بابا
انعکاس زندگی
آکواریوم
ایمان
سگ خون آلود
یک ساعت ویژه
درس عبرت
بوسه
گلی در گلدان نبود
دروغ و حقیقت
درخت مشکلات
بهشت و جهنم
سلف سرویس زندگی
گنجشک و خدا
زندگی نوشیدن قهوه است
نیمه شرافتمندانه زندگی
آگهی مرگ نوبل
فقط برای چند لحظه خودتو آنجا ببین
گفتگو با خدا
زیاد شدن هوش
دوست مطمئن
یک شاخه گل
به چه قیمتی
سکه یک سنتی
حضرت موسی (ع) و مرد کشاورز
پیرمرد و دخترک
فرشته بیکار
نیمه پر لیوان
وعده لباس گرم
می توانی او را مادر صدا کنی