داستان کوتاه (172)
ازدواج
گويند : پسری قصد ازدواج داشت .
پدرش گفت : بدان ازدواج سه مرحله دارد .
مرحله اول ماه عسل است كه در آن تو صحبت میكنی و زنت گوش میدهد .
مرحله دوم او صحبت میكند و تو گوش میكنی .
اما مرحله سوم كه خطرناكترين مراحل است و آن موقعی است كه هر دو بلند بلند داد میكشند و همسايهها گوش میكنند !
+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 13:0 توسط صادق
|