داستان کوتاه (186)
زندگی نوشیدن قهوه است
گروهی از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگی و رسيدن به موقعيت های خوب كاری و اجتماعی طبق قرار قبلی به ديدن يكی از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند . بحث جمعی آنها خيلی زود به گله و شكايت از استرس های ناشی از كار و زندگی كشيده شد .
استاد برای پذيرايی از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوری قهوه و تعدادی از انواع قهوه خوريی های سراميكی ، پلاستيكی و كريستال كه برخی ساده و برخی گران قيمت بودند بازگشت .
سينی را روی ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايی كنند . پس از آنكه همه برای خود قهوه ريختند استاد گفت : اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگی قهوه خوری های گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سينی باقی ماندهاند .
البته اين امر برای شما طبيعی و بديهی است . سرچشمه همه مشكلات و استرسهای شما هم همين است . شما فقط بهترين ها را برای خود میخواهيد .
قصد اصلی همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوری های بهتر را انتخاب كرديد و البته در اين حين به آن چه ديگران برمی داشتند نيز توجه داشتيد . به اين ترتيب اگر زندگی قهوه باشد ، شغل ، پول ، موقعيت اجتماعی و ... همان قهوه خوری های متعدد هستند .
آنها فقط ابزاری برای حفظ و نگهداری زندگی اند ، اما كيفيت زندگی در آنها فرق نخواهد داشت . گاهی ، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوریهاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمی فهميم .
پس دوستان من ، حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جای آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد .