داستان کوتاه (170)
ادب
روزی شخصی پيش بهلول بیادبی نمود . بهلول او را ملامت كرد كه چرا شرط ادب به جا نياری ؟
او گفت : چه كنم آب و گل مرا چنين سرشتهاند
بهلول گفت : آب و گل تو را نيكو سرشتهاند ، اما لگد كم خورده است ! (تنبيه و تربيت نشدهای)
+ نوشته شده در جمعه هفتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 19:30 توسط صادق
|