داستان کوتاه (637)
يكى از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله فقير شد . خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و شرح حال خود را بيان كرد .
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بياور !
آن مرد انصار رفت و طاقه اى گليم و كاسه اى را خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آورد .
حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمودند : چه كسى اينها را از من مى خرد ؟
مردى گفت : من آنها را به يك درهم خريدارم .
حضرت فرمودند : كسى نيست كه بيشتر بخرد !
مرد ديگرى گفت : من به دو درهم مى خرم .
پيغمبر صلى الله عليه و آله به ايشان
فروخت و فرمودند : اينها مال تو است .
آن گاه دو درهم را به آن مرد انصار داد و فرمودند : با يك درهم غذايى براى خانواده ات تهيه كن و با درهم ديگر تبرى خريدارى كن و او نيز به دستور پيغمبر صلى الله عليه و آله عمل كرد . تبرى خريد و خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آورد .
حضرت فرمودند : اين تبر را بردار و به بيابان برو و با آن هيزم بشكن و هر چه بود ريز و درشت و تر و خشك همه را جمع كن ، در بازار بفروش .
مرد به فرمايشات رسول خدا صلى الله عليه و آله عمل كرد . مدت پانزده روز تلاش نمود
و در نتيجه وضع زندگى او بهتر شد .
پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله به او فرمودند : اين بهتر از آن است كه روز قيامت بيايى در حالى كه در سيمايت علامت زخم صدقه باشد .