داستان کوتاه (627)
روزی مردی خواب ديد که مرده
و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسيده است . دربان بهشت به مرد گفت : برای ورود
به بهشت بايد امتياز کافی را داشته باشيد ، کارهای خوبی را که در دنيا انجام داده
ايد ، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم .
مرد
گفت : من با همسرم ازدواج کردم ، 50 سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او
خيانت نکردم.
فرشته گفت : اين سه امتياز .
مرد
اضافه کرد : من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی ديگران را هم به راه
راست هدايت می کردم .
فرشته گفت : اين هم يک امتياز .
مرد باز ادامه داد : در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم .
فرشته گفت : اين هم دو امتياز .
مرد در حالی که گريه می کرد ، گفت : با اين وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند .
فرشته لبخندی زد و گفت : بله ، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اکنون اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان صادر شد .