داستان کوتاه (618)
نامت چه بود ؟ آدم
فرزندِ كی ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری
بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد ؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت ؟ زمین خاک
آن چیست بر گُرده نهادی ؟ امانت است
قدت ؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک
اعضای خانواده ؟ حوای خوب و پاک ، قابیل وحشتناک ، هابیل زیر خاک
روز تولدت ؟ در جمعه ای ، به گمانم روز عشق
رنگت ؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه
وزنت ؟ نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست ، سنگین نه آنچنان که نشینم به این زمین
جنست ؟ نیمی مرا ز خاک نیمی دگر خدا
شغلت ؟ در کار کشت امید بروی خاک
شاکی تو ؟ خدا
نام وکیل ؟ آن هم فقط خدا
جرمت ؟ یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین ؟ همین و بس
حکمت ؟ تبعید در زمین
همدمت در گناه ؟ حوای آشنا
ترسیده ای ؟ کمی
ز چه ؟ که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است ؟ بلی
چه کس ؟ گاهی فقط خدا
داری گلایه ای ؟ دیگر گِله نه ولی...
ولی که چه ؟ حکمی چنین آن هم به یک گناه ؟!!!
دلتنگ گشته ای ؟ زیاد
برای که ؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند ؟ بلی
چه ؟ دو قطره اشک
داری تو ضامنی ؟ بلی
چه کس ؟ فقط خدا
در آخرین دفاع ؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا