داستان کوتاه (616)
پادشاهی كه يك كشور بزرگ را حكومت می كرد ، باز هم از زندگی خود راضی نبود . اما خود نيز علت را نمی دانست . روزی پادشاه در كاخ امپراتوری قدم می زد . هنگامی كه از آشپزخانه عبور می كرد ، صدای ترانه ای را شنيد . به دنبال صدا ، پادشاه متوجه يك آشپز شد كه روی صورتش برق سعادت و شادی ديده می شد .
پادشاه بسيار تعجب كرد و از آشپز پرسيد : چرا اينقدر شاد هستی ؟
آشپز جواب داد : قربان ، من فقط يك آشپز هستم . تلاش می كنم تا همسر و بچه ام را شاد كنم . ما خانه حصيری تهيه كرده ايم و به اندازه كافی خوراك و پوشاك داريم . بدين سبب من راضی و خوشحال هستم .
پس از شنيدن سخن آشپز ، پادشاه با نخست وزير در اين مورد صحبت كرد . نخست وزير به پادشاه گفت : قربان ، اين آشپز هنوز عضو گروه 99 نيست . اگر او به اين گروه نپيوندد ، نشانگر آن است كه مرد خوشبينی است .
پادشاه با تعجب پرسيد : گروه 99 چيست ؟
نخست وزير جواب داد : اگر می خواهيد بدانيد كه گروه 99 چيست ، بايد چند كار انجام دهيد : يك كيسه با 99 سكه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذاريد . به زودی خواهيد فهميد كه گروه 99 چيست . پادشاه بر اساس حرفهای نخست وزير فرمان داد يك كيسه با 99 سكه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند .
آشپز پس از انجام كارها به خانه باز گشت و در مقابل در كيسه را ديد . با تعجب كيسه را به اتاق برد و باز كرد . با ديدن سكه های طلايی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوريده گشت . آشپز سكه های طلايی را روی ميز گذاشت و آنها را شمرد . 99 سكه ؟ آشپز فكر كرد اشتباهی رخ داده است .
بارها طلاها را شمرد . ولی واقعا 99 سكه بود . او تعجب كرد كه چرا تنها 99 سكه است و 100 سكه نيست . فكر كرد كه يك سكه ديگر كجاست ؟ شروع به جستجوی سكه صدم كرد . اتاق ها و حتی حياط را زير و رو كرد . اما خسته و كوفته و نااميد به اين كار خاتمه داد .
آشپز بسيار دل شكسته شد و تصميم گرفت از فردا بسيار تلاش كند تا يك سكه طلايی ديگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به يكصد سكه طلا برساند . تا ديروقت كار كرد . به همين دليل صبح روز بعد ديرتر از خواب بيدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد كرد كه چرا وی را بيدار نكرده اند . آشپز ديگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند . او فقط تا حد توان كار می كرد .
پادشاه نمی دانست كه چرا اين كيسه چنين بلايی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست وزير پرسيد .
نخست وزير جواب داد : قربان ، حالا اين آشپز رسما به عضويت گروه 99 درامد . اعضای گروه 99 چنين افرادی هستند : آنان زياد دارند اما راضی نيستند . تا آخرين حد توان كار می كنند تا بيشتر بدست آورند . آنان می خواهند هر چه زودتر "يكصد" سكه را از آن خود كنند . اين علت اصلی نگرانی ها و آلام آنان می باشد . آنها به همين دليل شادی و رضايت را از دست می دهند و البته همين افراد اعضای گروه 99 ناميده می شوند .