داستان کوتاه (563)
شوخی
روزی روزگاری یک زن قصد میکنه تا یک سفر دو هفتهای به ایتالیا داشته باشه .
شوهرش اون رو به فرودگاه میرسونه و واسش آرزو میکنه که سفر خوبی داشته باشه .
زن جواب میده : ممنون عزیزم ، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم ؟
مرد میخنده و میگه : یه دختر ایتالیایی !
زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره .
دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمیگرده ، مرد توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه : خب عزیزم مسافرت خوب بود ؟
زن : ممنون ، عالی بود !
. مرد میپرسه : خب سوغاتی من چی شد پس ؟
زن : کدوم سوغاتی ؟
مرد : همونی که ازت خواسته بودم ، دختر ایتالیایی !
زن جواب میده : آهان ! اون رو میگی ؟
راستش من هر کاری که از دستم بر میآمد انجام دادم !
حالا باید 9 ماه صبر کنیم تا ببینیم پسر میشه یا دختر .
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11:35 توسط صادق
|