داستان کوتاه (515)
درویشی قصهء زیر را تعریف میکرد
مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود . وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است ، آدم مهربانی مثل او حتما ً به بهشت می رود . در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کيفيت فراگير نرسيده بود و استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد .
فرشته نگهبانی که بايد او را راه می داد نگاه سريعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد . در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايی نمی خواهد ، هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود .
مَرد وارد شد و آنجا ماند . چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت : اين کار شما تروريسم خالص است . نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد : چه شده ؟
شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت : آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده و کار و زندگی ما را به هم زده . از وقتی که رسيده نشسته و به حرف های ديگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد .
حالا همه دارند در جهنم با هم گفت و گو می کنند يکديگر را در آغوش می کشند و می بوسند ، جهنم جای اين کارها نيست ! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد .
وقتی قصه به پايان رسيد درويش گفت : با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند .
فرشته نگهبانی که بايد او را راه می داد نگاه سريعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد . در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايی نمی خواهد ، هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود .
مَرد وارد شد و آنجا ماند . چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت : اين کار شما تروريسم خالص است . نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد : چه شده ؟
شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت : آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده و کار و زندگی ما را به هم زده . از وقتی که رسيده نشسته و به حرف های ديگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد .
حالا همه دارند در جهنم با هم گفت و گو می کنند يکديگر را در آغوش می کشند و می بوسند ، جهنم جای اين کارها نيست ! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد .
وقتی قصه به پايان رسيد درويش گفت : با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند .
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 12:10 توسط صادق
|