داستان کوتاه (486)
اینجا هم همینطور
پیرمرد روی نیمکت نشسته بود و کلاهش را روی سرش کشیده بود و استراحت می کرد . سواری نزدیک شد و از او پرسید : هی پیری ! مردم این شهر چه جور آدم هاییند ؟
پیرمرد پرسید : مردم شهر تو چه جوریند ؟
گفت : مزخرف !
پیرمرد گفت : این جا هم همین طور !
بعد از چند ساعت سوار دیگری نزدیک شد و همین سؤال را پرسید .
پیرمرد باز هم از او پرسید : مردم شهر تو چه جوریند ؟
گفت : خب ! مهربونند .
پیرمرد گفت : این جا هم همین طور !!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 9:0 توسط صادق
|