اینجا هم همینطور


پیرمرد روی نیمکت نشسته بود و کلاهش را روی سرش کشیده بود و استراحت می کرد . سواری نزدیک شد و از او پرسید : هی پیری ! مردم این شهر چه جور آدم هاییند ؟

پیرمرد پرسید : مردم شهر تو چه جوریند ؟

گفت : مزخرف !

پیرمرد گفت : این جا هم همین طور !

بعد از چند ساعت سوار دیگری نزدیک شد و همین سؤال را پرسید .

پیرمرد باز هم از او پرسید : مردم شهر تو چه جوریند ؟

گفت : خب ! مهربونند .

پیرمرد گفت : این جا هم همین طور !!!!