داستان کوتاه (481)
آیا شیطان وجود دارد ؟ و آیا خدا شیطان را خلق کرد ؟
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند .
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد ؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : بله او خلق کرد .
استاد پرسید : آیا خدا همه چیز را خلق کرد ؟
شاگرد پاسخ داد : بله آقا .
استاد گفت : اگر خدا همه چیز را خلق کرد ، پس او شیطان را نیز خلق کرد . چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست ، خدا نیز شیطان است .
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد .
استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست .
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت : استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم ؟
استاد پاسخ داد : البته .
شاگرد ایستاد و پرسید : استاد سرما وجود دارد ؟
استاد پاسخ داد : این چه سوالی است البته که وجود دارد ، آیا تا کنون حسش نکرده ای ؟
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند .
مرد جوان گفت : در واقع آقا ، سرما وجود ندارد . مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست . هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد . و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد . صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست . تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند ، سرما وجود ندارد . این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد .
شاگرد ادامه داد : استاد تاریکی وجود دارد ؟
استاد پاسخ داد : البته که وجود دارد .
شاگرد گفت : دوباره اشتباه کردید آقا ! تاریکی هم وجود ندارد . تاریکی در حقیقت نبودن نور است . نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد . اما تاریکی را نمیتوان . در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد . اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید . یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد . شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد ؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید . درست است ؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد .
در آخر مرد جوان از استاد پرسید : آقا ، شیطان وجود دارد ؟
زیاد مطمئن نبود . استاد پاسخ داد : البته همانطور که قبلا هم گفتم . ما او را هر روز می بینیم . او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود . او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد . اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست .
و آن شاگرد پاسخ داد : شیطان وجود ندارد آقا . یا حداقل در نوع خود وجود ندارد . شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست . درست مثل تاریکی و سرما . کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد ، شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند . مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید .
نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش کسی نبود جز ، آلبرت انیشتن