داستان کوتاه (460)
فقط یکی بردارید
بچهها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند . سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود : فقط یکى بردارید ، خدا ناظر شماست .
در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود . یکى از بچهها رویش نوشت : هر چند تا مىخواهید بردارید ، خدا مواظب سیبهاست .
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:55 توسط صادق
|