داستان کوتاه (427)
راز پیروزی اسکندر در ایران
می گویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود . از خود می پرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم ؟
یکی از مشاوران میگوید : کتابهایشان را بسوزان . بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند .
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی ، ارسطو) پاسخ میدهد : نیازی به چنین کاری نیست . از میان مردم آن سرزمین ، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند ، به کارهای بزرگ بگمار . آنها که میفهمند و باسوادند ، به کارهای کوچک و پست بگمار .
بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت . فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده ، عمر خود را تا لحظه مرگ ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 21:55 توسط صادق
|