داستان کوتاه (360)
از فرصتها استفاده کنید
مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد . وقتی پولها را دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم ؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم .
سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت .
او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم ؟
مرد پاسخ داد : نه قربان . من ندیدم اما همسرم دید .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 19:5 توسط صادق
|