داستان کوتاه (306)
ما ایرانی ها صبح در تهران از خواب بیدار می شویم .
محل شرکت تجاری و مرکز خریدمان در دبی است .
استعدادمان در تهران کشف شده ، اما نبوغمان در اروپا شکوفا می شود .
برای تحصیل به فرانسه یا لندن می رویم ، اما چون از کار در اروپا خوشمان نمی آید ، در ایالات متحده آمریکا کار می کنیم ، و هر وقت بیکار شدیم برای گرفتن حقوق بیکاری به اروپای مرکزی می رویم.
برنامه های تلویزیونی مان از لوس آنجلس پخش و در... خرم آباد دریافت می شود .
فیلم های مان را در بیابان های ایران می سازیم ، اما در ونیز و پاریس و برلین آنها را نمایش می دهیم و از آنجا جایزه فیلمسازی می گیریم .
در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستیم .
مهم ترین مقالات سیاسی مان در اوین نوشته می شود ، اما در پاریس خوانده می شود .
از واشنگتن نامزد انتخابات می شویم ، اما صلاحیتمان در تهران رد می شود ،
بنابراین در برلین انتخابات را تحریم می کنیم و در لندن تصمیم می گیریم رفراندوم برگزار کنیم .
در هلند عضو پارلمان و در اسرائیل رئیس جمهور می شویم .
در تهران با حکومت مخالفت می کنیم ، در عراق با حکومت می جنگیم ، اما در لبنان از حکومت دفاع می کنیم .
در تهران کنسرت موسیقی راک برگزار می کنیم ، اما در فرانکفورت کنسرت موسیقی سنتی مان با استقبال آلمانی ها روبرو می شود .
در آنکارا در کنسرت موسیقی پاپ ایرانی شرکت می کنیم ، اما در آنتالیا می رقصیم .
در کانادا برنده مسابقه ملکه زیبایی می شویم .
حقوق زنانمان در مشهد نقض می شود ، اما در سوئد از حقوق زنان دفاع می کنیم .
ولیعهدمان در امریکاست .
ملکه مان در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند .
رئیس جمهور سابقمان در پاریس زندگی می کند .
رئیس قوه قضائیه مان متولد عراق است ، در عوض نخست وزیر عراق سالها در ایران زندگی می کرد و رئیس جمهور اسرائیل متولد ایران است .
در ایران زندگی می کنیم ، در ترکیه تفریح می کنیم ، در آمریکا پولدار می شویم و برای مرگ به ایران برمی گردیم .
در نهایت هم از وضع موجود ناراضی هستیم .