داستان کوتاه (278)
ابراز عشق با ساده ترین راه ها
یادم می آید که شعری را با این معنا می خواندم که عشق برای همه شیرین است ، اما در حقیقت این عشق چیست و چگونه باید آن را یافت ؟ از گذشته تا حال به دنبال معنای واقعی آن هستم .
تازه ازدواج کرده بودم ، عجله داشتم که عشقم را به همسرم نشان دهم . داستانی رمانتیک مرا بسیار تحت تاثیر قرار داد .
نوشته شده بود که در قرن ۱۷ سرباز جوان بریتانیائی به مرگ محکوم شد و قرار بر این بود زمانی که زنگ ساعت دوازده شب به صدا در می آید ، اعدام شود
نامزدش از شنیدن این خبر بسیار غمگین شد و نمی خواست شاهد مرگ محبوب خود باشد . برای همین با استفاده از تاریکی هوا ، دختر وارد برج ساعت شد و خود روی پاندول بزرگ ساعت بست .
ساعت دوازده شب فرا رسید ، اما صدای زنگ شنیده نشد . افسران نظامی با تعجب وارد برج ساعت شدند و دختری را دیدند که خود را به پاندول بسته است و از بدنش خون می چکد . دختر عاشق با هر ضربه پاندول به بدنش درد شدیدی را متحمل شد اما نمی گذاشت زنگ ساعت دوازده برای دیگران قابل شنیدن باشد .
این تلاش و فداکاری عاشقانه تا حدی موثر واقع شد که ارتش تصمیم گرفت این سرباز را آزاد کند . شاید این نشانه ای از عقش عمیق و واقعی است !
برای عاشق بودن و عشق جان فشانی کردن نیز امکان پذیر است و از این نمونه های تاریخی زیاد می توان یافت .
به همسرم گفتم که حاضرم همچون این مثال جانم را فدایش کنم . البته از این جملات در زندگی روزمره زیاد شنیده می شود و جان دادن در پای عشق شاید برای بسیاری هم آسان نباشد . با این وصف چنین اظهاراتی می تواند ساده ترین راه ها برای ابراز عشق میان انسان ها باشد .
چندی بعد دکتر گفت که شاید نتوانیم فرزندی داشته باشیم . بسیار ناراحت و غمگین بودیم . با این حال با دیدن همسرم که اشک می ریخت او را در آغوش گرفتم و گفتم تو خود بهترین هدیه از طرف خداوند برای من هستی . آن زمان نگاهی را که هرگز از او ندیده بودم در چشمانش یافتم .
شاید برای همه روزی فرصتی باشد که به ساده ترین شیوه و آسانترین گفتار و عملکرد عشق خود را بروز دهیم . عشق در کارهای کوچک نهفته است و ابراز آن بزرگی این پدیده را بیان خواهد کرد و این عشق واقعی است.