داستان کوتاه (270)
زن و مرد از راهی می رفتند ، ماموران آنها را دیدند و آنها را خواستند !
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید ؟
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم .
ماموران مدرک خواستند ، زن و مرد گفتند نداریم !
ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!
زن و مرد گفتند ... برای ثابت کردن این امر نشانه های فراوانی داریم ... !
اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند ، ما دستهایمان از هم جداست !
دوم ، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند ، ما رویمان به طرف دیگریست !
سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن ، با هم با احساس حرف می زنند ، ما احساسی به هم نداریم !
چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند ، می بینید که ، ما غمگینیم !
پنجم ، آنها چسبیده به هم راه می روند ، اما یکی از ما جلوتر از دیگری می رود !
ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی ، بستنی ای ، چیزی می خورند ، ما هیچ نمی خوریم !
هفتم ، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند ، ما لباسهای کهنه تنمان است..!
هشتم ، ...
ماموران گفتند خیلی خوب ، بروید ، بروید ،.. فقط بروید ... !