داستان کوتاه (214)
عطیه خلیفه به بهلول
روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد ، تا آن را در میان فقرا و نیازمندان تقسیم نماید .
بهلول پول را گرفت و پس از چندی به خود خلیفه بازگرداند . هارون از علت آن سوال نمود .
بهلول جواب داد : من هرچه فکر کردم از خود خلیفه محتاج تر و فقیرتر کسی را نیافتم .
این بود که پول را به خود تو پس دادم ، چون می بینم مامورین و گماشتگان تو در دکان ها ایستاده و به زور مالیات و باج و خراج از مردم می گیرند و در خزانه تو می ریزند .
از این جهت دیدم احتیاج تو از همه بیشتر است ، برای همین پول را به خودت بازگرداندم !
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 21:10 توسط صادق
|