عیسی و مرد بیمار


عيسی (ع) گذار بر مردی افتاد کور ، مبتلا به لک و پيس ، زمين گير که هر دو طرف بدنش فلج بود و گوشت بدنش از جذام همی ريخت و همی گفت : سپاس خدای را که مرا از بسيآری ابتلاآت برکنار داشت .

عيسی(ع) گفت : ای فلان ، کدام ابتلا را مبتلا نگشته ای ؟

گفت : ای روح الله من از آن کسی که چون من معرفت به خدا ندارد ، بهترم .

عيسی(ع) گفت : درست گفتی دست خود را به من ده . دست وی را بگرفت و ناگهان زيباترين و بهنجارترين آدميان شد و خداوند تمامی ابتلاآت را از وی ببرد وی دير زمانی مصاحب عيسی(ع) بماند .